نشان شوالیه برای آقای بازیگر


نشان شوالیه لژین دونور برای آقای بازیگر


    
    
    
    عزت‌ا... انتظامی بازیگر 81 ساله و پیشکسوت سینما، تئاتر و تلویزیون کشورمان از احتمال اعطای نشان شوالیه (لژیون دونور) به وی توسط دولت فرانسه، پس از دریافت جایزه یونسکو خبر داد. اهدای این نشان که بالاترین نشان کشور فرانسه است، در صورت موافقت هیئت دولت فرانسه، توسط سفارت این کشور در تهران اعلام خواهد شد، پیش از انتظامی، <لژیون دونور> به خانم صابری و عباس کیارستمی نیز اعطا شده بودانتظامی با بیان پیشینه‌ای از چگونگی انتخاب تا سفر به فرانسه، توضیح می‌دهد: اوایل فصل تابستان به من خبر دادند که سفری در پیش است. هنوز از درستی این خبر اطلاع نداشتم، اما بعد از مدتی یک نماینده از فرانسه به ایران آمد و از من خواسته شد تا آفیش تمام فیلم‌هایم را در اختیار یونسکو قرار دهم، اما این کار برایم مقدور نبود، چرا که برای جمع‌آوری فیلم‌های سینمایی باید به تهیه‌کننده رجوع کنیم و آنچه که موزه سینما دارد، برای آرشیو خودش است و رجوع جوانان برای تحقیق و پژوهش.
    همچنین قرار بود داریوش مهرجویی در این مراسم شرکت کند که موفق نشد و به جای وی هوشنگ گلمکانی به فرانسه رفت.
    
    

برجسته‌ترین شاگرد مکتب زنده‌یاد عبدالحسین نوشین در فرانسه


    انتظامی به متن خاصی که برای خواندن در هنگام دریافت جایزه خود در مقر اصلی یونسکو انتخاب کرده بود، اشاره کرده و می‌گوید: همیشه فکر می‌کردم در فرانسه از چه چیز صحبت کنم و به این نتیجه رسیدم که درباره خودم سخن بگویم و به این ترتیب بیوگرافی را از خودم و شروع کارم از تالار سنگلج را در آنجا خواندم. این متن، نمایشنامه نبود، چون من تنها آن را اجرا کردم. پیش پرده‌خوانی هم نبود، چون با آهنگ همراه نبود من آن را مانند تئاترهای رادیویی خواندم.
    آقای بازیگر، در این متن از ورودش به لاله‌زار همزمان با جنگ جهانی دوم آغاز کرده بود و قدم به قدم تئاتر ایران به پیش پرده‌خوانی رسیده بود. از کودتای بیست و هشت مرداد تا زندان و بعد آلمان و پس از آن دانشگاه هنرهای زیبای دانشگاه تهران و فیلم گاو. <من در این متن تمرین کردم تا بگویم چگونه کوچه پس‌‌کوچه‌های تهران را حرکت کردم تا به یونسکو برسم و در آخر گفتم من عزت‌ا... انتظامی بچه سنگلج هستم.>
    <خدایا مرا یاری کن تا با این کامپیوتر کهنه سالخورده و این نرم‌افزار کاغذی بتوانم حرف دلم را بزنم. اگر نیت یک ساله دارید، گندم بکارید. اگر نیت ده سال دارید، درخت غرص کنید. اگر نیت صد ساله دارید، آدم تربیت کنید. انسان تربیت کنید. سینما توگراف آدم تربیت می‌کند.>
    توی کوچه‌های سنگلج جلو می‌روم، توی محله‌های قدیمی... نصف شب است. سرم را پایین انداخته‌ام، پایین اما چیزی نمی‌بینم. سر هر کوچه یک تیر چراغ برق هست. اغلب لامپ ندارند، اگر هم دارند، روشنایی ندارند. چیزی دیده نمی‌شود. دلم نمی‌خواهد چیزی را ببینم. توی یک دنیای دیگر سیر می‌کنم. سرشب روی صحنه <تماشاخانه کشور> بودم؛ کوچه برلن، اول لاله‌زار، 1320 جنگ جهانی دوم. اولین شبی که پیش پرده خواندم، نوجوان بودم. سالن تابستانی پر از جمعیت بود. از ترس می‌لرزیدم، جلوی سن که رفتم نمی‌توانستم راه بروم، تلوتلو می‌خوردم... اما خواندم... پیش پرده خواندم. خوب هم خواندم. حالا آخر شب است. دارم می‌دوم... تاریک است و من نمی‌دانم به کجا می‌روم. توی کوچه پس کوچه‌ها می‌دوم، فرش قرمز زیر پایم است، تا چشم کار می‌کند، فرش قرمز است، آرام آرام راه می‌روم، این جا غرق نور است. دو طرف پر از فیلمبردار، عکاس و دوربین‌های تلویزیونی است. عکاس‌ها اشاره می‌کنند بایستم تا عکس بگیرند، فیلم بگیرند و به تمام دنیا مخابره کنند.
    <سمفونی چنین گفت زرتشت...> آره، آره دارند راجع به ما توی بلندگوها حرف می‌زنند. نمی‌فهمم چه می‌گویند، اما اسم‌ها را می‌گویند... سرم دارد گیج می‌رود. نمی‌توانم راه بروم. توی کوچه‌های تنگ و گلی، طرف‌های درخونگاه، طرف‌های دباغ‌خانه، بازار، سبزه میدان، سیدنصرالدین، دارم می‌دوم، زمین می‌خورم، بلند می‌شوم. روی صحنه سینمایی در شهر <ورول> فرانسه هستم. برای دریافت جایزه افتخاری جشنواره، برای یک عمر فعالیت‌های سینمایی... دارم می‌دوم... توی
خیابان سپه، چهارراه حسن‌آباد، خیابان شاهپور می‌‌دوم... و حالا در پاریس، خانه فرهنگ‌های جهان و در بزرگ‌ترین معبد فرهنگی دنیا، یونسکو... تشویق و تجلیل به خاطر یک عمر تلاش، با همه ناملایمات، شکست‌ها و پیروزی‌ها...
    من از سنگلج آمده‌ام... از تئاترهای لاله‌زار شروع کردم، از مردم کشورم نیرو گرفتم و پرورش پیدا کردم. دستشان را می‌بوسم، این بزرگداشت، تجلیل از فرهنگ و هنر و هویت سرزمین من است. نثار همه جوان‌های کشورم.من عزتم... عزت‌ا... انتظامی، 81 سالم است و تقریبا 65 سال است که نمایش می‌دهم. نمایش‌های تلویزیونی... آه چه قدر تئاتر بازی کردم. بیش از چهل فیلم بازی کرده‌ام، هر کاری را قبول نکرده‌ام... و حالا اینجا هستم... بچه سنگلج... توی یونسکو.
    
    

بیوگرافی


    تاریخ تولد: 1304
    شروع فعالیت در سینما: گاو (داریوش مهرجویی1348 )
    بازی‌های منتخب در 15 سال اخیر: بانو، خانه خلوت، ناصرالدین شاه آکتور سینما، روز فرشته، روسری آبی، سایه روشن، خانه‌ای روی آب، دیوانه‌ای از قفس پرید، گاوخونی و جایی برای زندگی.
    پدر انتظامی درجه‌دار ارتش و از جمله همراهان رضاخان در تصرف تهران بود. مادرش تهرانی و از اقوام انتظام دربار بود. انتظامی دوران کودکی را در سنگلج گذراند و پس از دبستان، در هنرستان صنعتی که در آن زمان دولتی بود، به تحصیل پرداخت. انتظامی در سال آغازین، تحصیل در هنرستان، در لاله‌زار کنترلچی بود و سپس فعالیت هنری خود را از 17 سالگی با پیش پرده‌خوانی در تماشاخانه کشور و مدتی بعد تئاتر فرهنگ <پاریس> و <سینما ونوس> آغاز کرد و در 23 سالگی به مکتب زنده‌یاد عبدالحسین نوشین پیوست. مکتبی که بر بنیاد آموزش اجتماعی هنرمندانی را پروراند که بعدها نمایش و سینمای ایران را بنیان نهادند.
    <آقای بازیگر> در میانسالی و از سن 44 سالگی در سال 1348 با بازی عالی‌اش در نقش مشهدی حسن در فیلم <گاو> مطرح شد. در دهه شصت بازی‌های ماندگاری از خود بر جای گذاشت و یک بار هم سیمرغ بلورین را برای بازی‌اش در نقش موسیو آقا یوف در فیلم <گراندسینما)1367( > از هفتمین جشنواره فیلم فجر از آن خود کرد.
    عزت‌ا... انتظامی (آقای بازیگری سینمای ایران) در سال 1370، سه نقش بیادماندنی ایفا کرد که در تاریخ سینمای ایران بی‌سابقه بود؛ بازی در نقش قربان سالار (یکی از بهترین و متفاوت‌ترین شخصیت‌های منفی سینمای ایران) با آن گریم سنگین و طاقت‌فرسا روی چشم راست در فیلم <بانو( >داریوش مهرجویی)، بازی در نقش امیر جلال‌الدین نویسنده‌ای که نوشته‌هایش دیگر مخاطب ندارد در فیلم <خانه خلوت( >مهدی صباغ‌زاده) و بازی در دو نقش ناصرالدین شاه و مظفرالدین شاه در یکی از بهترین فیلم‌های محسن مخملباف <ناصرالدین شاه آکتور سینما> در حالی که پیش‌بینی می‌شد با وجود توقیف فیلم بانو در جشنواره دهم فیلم فجر که شش سال بعد مجوز اکران گرفت، انتظامی برای دو بازی دیگرش سیمرغ بلورین بگیرد، هیئت داوران تنها به یک تقدیر خشک و خالی از او بسنده کردند و سیمرغ به کسی رسید که دو سال قبل و در جشنواره هشتم می‌توانست حقش باشد؛ فرامرز صدیقی (دادستان.)
    نیمه دوم دهه شصت و نیمه اول دهه هفتاد برای انتظامی و طرفدارانش دهه خاطره انگیزی بود و او در طی این ده سال، نقش‌های ماندگاری بر کارنامه سینمایی‌اش افزود.
    در مسیر تندباد (مسعود جعفری جوزانی )1367، کشتی آنجلیکا (محمد بزرگ‌نیا )1367، هامون (داریوش مهرجویی )1368، روز فرشته (بهروز افخمی 1372 که برای این فیلم سیمرغ بلورین را از جشنواره دوازدهم فیلم فجر دریافت کرد) و روسری
آبی (رخشان بنی‌اعتماد 1373 و کاندیدای سیمرغ بلورین برای بازی در این فیلم) از جمله فیلم‌هایی بود که انتظامی در طول نیمه دوم دهه شصت و نیمه اول دهه هفتاد از خود به یادگار گذاشت.
    البته از سال 1373 تا 1380 از انتظامی خبری نشد. طی این فاصله شاید تنها نقش‌آفرینی مهمش بازی در مجموعه تلویزیونی <محاکمه( >حسن هدایت) بود. از سال 1380 او بار دیگر سینما را جدی گرفت و برای بازی در نقش کوتاهی در فیلم <خانه‌ای روی آب> سومین سیمرغ بلورین را از جشنواره بیستم فیلم فجر دریافت کرد. در <دیوانه‌ای از قفس پرید( >احمدرضا معتمدی )1381 بار دیگر نقش منفی را پس از سال‌ها تجربه کرد و باز هم برای بازی در فیلم <گاوخونی( >بهروز افخمی )1381 سیمرغ بلورین بهترین بازیگر را از بخش بین‌الملل جشنواره بیست و دوم فیلم فجر از آن خود کرد و در حالی که <جایی برای زندگی( >محمدرضا بزرگ‌نیا )1382 را بهار امسال بر پرده سینماها داشت، در سال 1383 برای اولین بار در فیلم مسعود کیمیایی، <حکم> بازی کرد که به گفته خودش یکی از بهترین بازی‌های عمر سینمایی‌اش است. آخرین نقش‌آفرینی انتظامی نیز فیلمی به کارگردانی فریدون جیرانی است؛ <ستاره‌ها.>
    
    

چهره ملی


    برخلاف بسیاری از هنرمندان و ورزشکاران نامی، عزت‌ا... انتظامی در طول بیش از 65 سال فعالیت حرفه‌ای هنری هرگز وارد بازی‌های سیاسی روز نشد.
    در حقیقت انتظامی بازیگر سینما، تئاتر و تلویزیون - چه قبل از انقلاب و چه بعد از انقلاب - به سیاست و سیاست‌مداران دل نبست اما به گفته بسیاری از منتقدان، یک وطن‌دوست و چهره ملی میهنی است.<ایرج راد> مدیرعامل خانه تئاتر، می‌گوید: عزت‌ا... انتظامی شخصیت ملی است و تنها برای تئاتر، تلویزیون و سینما نیست، بلکه برای همه ماست. من یک بخت بزرگ داشتم و آن این است که آقای انتظامی را از سال‌های دور بشناسم و این اتفاق به ندرت می‌افتد که با اختلاف 22 سال با شخصی چون انتظامی در یک کلاس درس بخوانم. در دوران دانشگاه دو کلاس درس داشتیم، یک کلاس درسی و یک کلاس نیز نزد استاد انتظامی. بسیاری از مطالب را از استاد انتظامی آموختم اما نتوانستم آنچه را که یاد گرفتم عمل کنم. آقای انتظامی الگویی برای ماست چرا که 65 سال کار کرده و توانسته خود را حفظ کند تا به اعتبار و ارزش والا دست یابد.
    ایرج راد، تصریح می‌کند: انتظامی در هیچ شرایطی دیر به جایی نرسیده است و او در این مدت هر کاری را قبول نکرده است و کسی هم نتوانسته کاری به وی تحمیل کند. انتظامی سمبل واقعی یک ملت است و تنها برای تلویزیون، تئاتر و سینما نیست، بلکه برای همه ماست.
    
    

انتظامی و عالم سیاست


    البته در برخی برهه‌ها به جهت وجهه مثبتی که این هنرمند از همان ابتدا از خود به جای گذاشت، پیشنهاداتی برای ورود به صحنه‌های سیاسی، انتخاباتی و اقتصادی به او داده شد اما انتظامی ترجیح داد شخصیت هنری خود را حفظ کرده و <هنر را تنها برای هنر - و نه نان - بخواهد.>
    
    
    پارسا بابایی
    
از خانواده سبز
نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد